شعر : بارون ......................................... ابراهیم آقاخانی
ببار بارون ببار که خیلی دیره دل عاشق داره اینجا می میره
ببار بارون ببار دلم گرفته من بی آشیون چترم شکسته
من عاشق ترین دیوونه دل که افتادم دراین گرداب مشکل
بیا ساقی بده جام می امروز رهایم کن ازین خیال باطل
منم افتاده این روزگارم چرا من مانده ام جایی ندارم
نمی دانم که با این غم چه سازم خدایا تا به کی باید ببازم
چرا این زندگی با من چنین کرد مرا با درد وغمها همنشین کرد
کزین درد وغم دنیای فانی نگاهم را به رویش مبتلا کرد
ببار بارون ببار که خیلی وقته دلم در آرامشت حیرون گشته
بیاد آور برای خاک ایران چه جانهایی برایش خون گشته
ببار بارون ببار که خیلی دیره دل عاشق داره اینجا می میره
ببار بارون ببار دلم گرفته من بی آشیون چترم شکسته
ما را در سایت انتخاب رئیس گمرک از درون مجموعه گمرک دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 146